صائن الدين على بن تركه

93

چهارده رساله فارسى ( فارسى )

دانش را بدين سنون شستن ، مسنون آمده ، چنانچه فحواى فرمودهء : « صلاة بسواك خير من سبعين صلاة بلا سواك » افصاح از آن نموده « 1 » . تو تويى تو از ميان برگير * كز تويى تو رشته تو « 2 » بر تو است آنكه « 3 » او را در آب مىجويى * همچو آئينه با تو رودررو است وصل دوم - در سنن نماز . و آن اولا برداشتن مصادر يمين روحانى و يسار جسمانى است به سوى سماى وهب « 4 » و دست تعمل را در عبادت حق از مطلق اسباب كه عالم سفل است دور كردن كه « الرجل من يأكل من فوقه لا من تحت ارجله » « 5 » . ز دست ما چه برآيد تو ره به خويشتنم « 6 » ده * كه چشم سعى ضعيف است بىچراغ « 7 » هدايت و بعد از آن هر دو را در صدر پيشگاه دل بهم جمع كردن و ديوان صدور افعال را به پروانچهء او مقصور كردن « 8 » و يمين روحانيت را ظاهر و غالب بر يسار جسمانيت گردانيدن و او را مغلوب و مأخوذ داشتن ، يعنى « 9 » : دور شو از راهزنان حواس * راه تو دل داند دل را شناس آنكه عنان از دو جهان تافته * قوت ز دريوزهء « 10 » دل يافته و بعد از آن زبان گويايى را به استعاذهء از شيطان كه منبع هر دورى و پراكندگى است گشودن و ديدهء بينائى « 11 » را از سر خشوع و خضوع بر سجده‌گاه فروتنى و نيستى نگران كردن ، يعنى « 12 » : بگذر ز وجود و با عدم ساز * زان‌رو كه همو عدم پناه است

--> ( 1 ) - ب : قطعه . ( 2 ) - ن : دو تو است . ( 3 ) - ن : اى كه . ( 4 ) - ب : و هست . ( 5 ) - ب : بيت . ( 6 ) - ب : به خويشم . ( 7 ) - ب : ابى چراغ هوا . ( 8 ) - ب : مقصود كرد . ( 9 ) - ب : بيت . ( 10 ) - ب : در ويزهء . ( 11 ) - ب : بينائى از . ( 12 ) - ب : فرد .